السيد موسى الشبيري الزنجاني

5114

كتاب النكاح ( فارسى )

5 ) نقد استاد مد ظله : با توجه به ارسال دو روايت ، و فقدان اين معنا در ساير روايات ، و انكار خاصه بلكه عامه - جز جماعتى اندك و فرقه‌اى كوچك از آنان - مطمئناً دو نكته مذكور باطل و مردود است . ارتباط قبل و بعد در آيه نيز به خوبى روشن است و نياز به توجيهات كذائى ندارد . 6 ) نتيجه بحث : نظر به مشروط بودن انحصار در چهار به صورت خوف در نكاح با يتامى ، و با توجه به شأن نزول‌ها و احتمالات گوناگونى كه در مورد مفاد و معناى آيه مطرح گرديده ، و با عنايت به ارسال روايتى كه مرحوم شيخ در مورد شأن نزول آيه نقل كرده ، اثبات انحصار در چهار و عدم جواز ازدواج با بيش از چهار زن به وسيله آيه مشكل به نظر مىرسد . در عين حال ، مسأله مورد اجماع اماميه بوده ، و از غير اماميه نيز چندان روشن نيست كه كسى مخالف باشد و از نظر سنت نيز قطعى است . البته مرحوم شيخ طوسى فرموده : نقل شده كه قاسم بن ابراهيم رسى - كه از سادات حسنى و از ائمه زيديه است و پيروان مذهب قاسميه « 1 » از اتباع وى مىباشند - قائل به جواز ازدواج با نه زن بوده است . در عين حال ايشان مىفرمايد : هر يك از زيديه كه با ما ( يعنى شيخ طوسى ) ارتباط داشتند ، اين قول را از قاسم انكار مىكردند . ج ) بررسى جواز يا حرمت ازدواج با بيش از چهار زن در عقد منقطع :

--> ( 1 ) - در نهاية المرام صاحب مدارك كه با غلطهاى فراوان به چاپ رسيده ، قاسميه به غلط ، هاشميه ، و ابراهيم بن هاشم نيز به خطا ، ابراهيم بن هشام چاپ شده است .